بعد از آن دلشوره های آشنائی

بعد آن دلتنگی دل بهر شادی

بعد آواز دل من از فرار بی صدائی

آمدی ماندی تو در دل همچو آوائی نهانی

بی توامشب من دویدم باز سوی وادی بی همصدائی

ای تو تنها یاوردل کاش میماندی برایم همچو رویائی خیالی

روز من بی تو تبه شد شب من بی همسفر شد

ای تو تنها خواهش دل بی تو این دل بی ثمر شد

یاد ایام گذشته یاد ان رویای شیرین نهفته

میزند خنجر به سینه میچکد اشکی به گونه

میدهد هر دم عذابم این که دل را پس فرستاد

آنکه اول در خراجش کوله باری دل فرستاد

شد دل من پاره پاره در غم تو بی وفایم

شد غم تو باوفاتر از خود تو بی وفایم

ای که اشک دیدگانم شد نثارت

ای که دل را تو شکستی زیر آوار غرورت

کاش یکشب میشنیدی ناله و راز و نیازم

ای خدا تنها ترینم بازش آور من هنوز عاشق ترینم  



تاریخ : 14 اسفند 1390 | 22:39 | نویسنده : فرهاد | نظرات (0)
  • عکس
  • ایران سافت